|
شدن تا بودن
معلول عشق
چیزی در من گم شد فردی در من پایان یافت عشق تنم تمام شد خداوند قبض عشقم کرد گرفت و داد بی نیازی را آه کیستم من ...... معلول عشق قوم عاد و لوط و هود و سربلند کردن اینا...........
دیروز با دوستام زدیم به دشت و دمن
مسیر طولانی بود
ولی....خوب خیلی باصفا بود
جایی که رفته بودیم......
توی راه کلی گپ و گفتگو کردیم
و یکی از بحثایی که پیش اومد
راجع به سوالی
بود که من مطرح کردم.....
سوالم این بود
خدا که اعلم العالمینه
زنی روآفریده که حساسه
عاطفی و عاشق پیشه ست
نیازمند توجه و علاقه ست....
و به مقام رفیع مادر شدن
نائل میشه.....و در مقابل
مردی رو آفریده با احساسات کمرنگ تر......
که شهوت پرسته......
و وقتی پای مسائل ج ن س ی
بیاد وسط یه عشق که سهله.....
هزار تا عشقو قربونی
میکنه.....بگذریم از اینکه بعدا
پشیمون میشه ......
ولی این روی مساله رو که واقعیت
خیلی تلخیه رو عوض نمیکنه
خدا که میدونسته این دو تا
موجود باهم سنخیت
ندارن و به یه دنیا تعلق ندارن..................
آخه کار خدا که بی نقصه.....پس قصه چیه؟
موجودی که قسمت عمده ذهنش
درگیر عشقه
با موجودی که قسمت عمده ذهنش
درگیر س ک س ه
کجای هستی با هم جمع میشن خدااااا؟
یکی گفت خوب زن و مرد مکمل همدیگن....
یکی
آهی کشید و سکوت کرد..
یکی از دوستامم گفت
که هلن جان آفرینش خدا بی نقصه
لیکن این آدمان که هدف آفرینششونو
گم کردن
بله قسمت عمده ذهن یه مرد و
مسائل جنسی تشکیل میده
ولی مگه این آفرینش تو قدیمم نبود
مردای قدیمی هم مرد بودن.......
مگه غریزه نداشتن
داشتن ولی خودشونو ونفسشونو
تربیت کرده بودن
لجام گسیخته نبود اوضاع اجتماع.....
زنای هرزه
ننگ بودنو و پاک بودن دختر ارزش
قلمداد میشد.....
خدا زنو با احساسات ناب و لطیف فرستاده
برای مردی که حس ج ن س ی ش
برای بقای نسل پررنگتره
اما در نهایت اون یه انسانه..........
بهم گفت یه نگا به مردای قدیمی
بنداز.....همسری داشتن که حالا
چه عاشقش بودن
و چه نبودن بهش وفادار میموندن...........
اونچه که ماهارو امروز حتی به نظام
آفرینش بدبین کرده....اینه که اوضاع جامعه
داره رو به وخامت میره.....بهم گفت این
میتونه یکی از نشانه های آخرالزمان باشه
راستیتش حرفاشو قبول کردم.....که
ارزشها الان پایمال شدن و زنا
خودشونو .....ارزشهاشونو....حس پاک
درونیشونومیبازن تا جوابگوی مردایی باشن
که فقط تمثالشون انسانیه و....
صرفا به چشم
یه کالا ویه ابزار سوء استفاده
بهشون نگا میکنن.......
نتیجه میشه جامعه ای که توش
فحشا بیداد میکنه.....عشقایی پایمال شده
که زیر پاهای کثیف شهوت له شدن و
صورتشون زخمیه......زنان دلپاک دلشکسته
که عشقشونو به پشیزی نخریدن....
و مردانی که در پی ارضا ء امیالشون با هم
مسابقه بی خدایی گذاشتن...........
واقعا واسه وضع موجود متاسفم......
در این میان.....هستند مردان پاک سرشتی
که ثابت میکنند نسل مرد جوانمرد
و خدایی هنوز
منقرض نشده ......و فرشتگانی که....یوغ
تنهایی رو به جون میخرن ولی خودشونو
ملعبه چنگال کثیف
انسان نماها نمیکنند..........
خدایا انسانیت داره غرق میشه
داره دست و پا میزنه خدا..............
این قوم دارن به کجا میرن؟
روی لوط و عاد وهود سفید کردن اینا.......
خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
بکارین و نباره ایشالله.............
خیلی دلخورم....از آدما از نفهماش
از اونایی که مثل تیرکمون دهنشونو
باز میکنن و مثل تیر حرفشونو پرتاب
میکنن...آخه بی خردا...خدا ناسلامتی
این عقلو بهتون داده که
حرفی رو که تو دهنتون
میچرخه....تو ذهنتون پردازش کنین ...
خلاصه که دلخورم از آدمایی که کم میفهمن
نفهماشم که دیگه امونمو بریدن
دلخورم از خودم که زیاد میفهمم...........
دلخورم که انقد غریبم............ . دلخورم که متفاوتم..............
اینجوری رسوا نمیشدم ........حالیم نبود
دلخورم از زمونه قدرنشناس
دلخورم از زمونه نمک نشناس
دلخورم که آدمای ریز....بزرگ شدن
وآدمای بزرگ...............به چشم نمیان
دلخورم که جواب زحمت و تلاش ناسپاسیه
دلخورم از این آدما..........خدا...........یکیش
میشه عشقت.....یکیش دوستت
یکیش رئیست.........یکیش همکارت
................
چقققققققققققدر دلم میخواست...............
همه چی فرق داشت
چقدر حرص میخورم..............فقط نفرینتون
میکنم
خدا ایشالله زحمتتونو بی ارج
کنه............ایشالله
طلا بکارینو مس گیرتون بیاد......
ایشالله تلاشتون
هزار بار بی ثمر شه............
ایشالله بکارین و
نباره..........ایشالله بکارین و نیاره
............دلسرد شین
از دنیا.........................الهی آمین
با دل سوخته گفتم همه رو
.........دامنتونو بگیره ایشالله
برچسب ها: بکارین و نباره ایشالله
فتبارک الله احسن الخالقین
زن یعنی عشق......زیبایی خلقت
زن یعنی وفا......محرم راز
زن یعنی ایثار.........یعنی مهر
زن یعنی وفا.....یعنی صداقت
زن یعنی نجابت..........
زن یعنی تعصب...........غیرت
زن یعنی سروده بی همتای خالق
زن یعنی.... عشق بی ریا .....مادر
زن.............مخلوقی از جنس خدا
فتبارک الله احسن الخالقین
برچسب ها: مادر فتبارک الله احسن الخالقین
کاش میشد لحظه هارا قاب کرد..........
امروز یکی از همکارامو دیدم
به هوای گپ معمول دخترونه
از حال و روز زندگی عاطفیش سوال کردم
سری آخرخودش باب صحبتو باز کرده بود
و از پسری گفته بود که دوسش داره
ولی خوب
احساس پسره به این کمرنگ تر بوده
بغضش ترکید وقتی گفت که همه چی
تموم شد ......گفت هفت سال جونیمو پای
کسی گذاشتم که نمی ارزید....و ال وبل......
حالا جزییاتشو من نمیدونم و زیاد جویا نشدم
چون گریه امونش نمیداد.........
اونی که از چشاش جاری بود....شناس بود
................زودی شناختمش
عشق بود.....نجیب و مظلوم عشق
و چشمای معصومی داره
دختر م خوش بر و رو ....تک فرزند....
ولی خوب نشده...دیگه...براش دعا میکنم
طفلک بدجور شکسته بود.......درد عشق
میکشه ادمو....مخصوصا از نوع
بن بستیاش....
این شد که منم یاد عشق افتادم.....
همون تپش قلب...همون شوق دیدار...
همون انتظار...
همون سرمستی
و همون زجر......همون که به رنگ
گذشته ...همونی که نابیناست
همونی که جاهله...همونی که خیلی
قدرتمنده...همون حسو میگم.....
عشق زجر شیرینیه.......عشق خود خداست....
خلاصه یاد عاشقی کردنام افتادم......
از عشق فقط یه خاطره تو ذهنمه.....
اون روزا...............
وقتی دیر وقت میومد دانشگاه دنبالم
فک میکنم تا اینجاش...
همون روزا رو زندگی کردم
نمیگم زنده بودما.....میگم زندگی کردم
روزایی که آرامش داد...اعتماد داد
مهر داد......چه روزایی بودن
روزای پرواز.....رو ابرا بودم اون روزا
مزش هنوز به دهنم هست
اون بی وفا شد به کنار
اون نارفیق شد به کنار
دعوامون شد به کنار
اما...اون روزا موند و تاریخ شد
اون روزا تا همیشه توی تاریخ دلم
پابرجاست
اون روزا دیگه تکرار نمیشن میدونم
چون تکرار همچین عشقی دیگه
محاله...پرواز اونجوریه دلم غیرممکنه
کاش میشد لحظه هارا قاب کرد............
دلم واسه اون روزا...واسه اون احساس
تنگه...حیف
برچسب ها: کاش میشد لحظه ها را قاب کرد
بله رو گفت
نشسته بودم که دوستم اس ام زد که "هلن من بله رو گفتم" منم که هاج و واج موندم چه بله ایی رو گفته؟این خلاصه مشخص شد که این دوست ما سرشون گرم خواستگار . خواستگاری و این حرفا بوده............. منم کنجکااااااااااااااااااو سوال پشت سوال طرف کی هست؟ اسمش چیه؟ کارش چیه؟ خوشتیپه؟ تو دل بروست؟ به دلت میشینه؟ ......همو رو جواب داد بهم گفت که زیاد به دلم نمیشینه ولی خوب بیست و هشت سالم کم سن و سالی نیست که بخوام این همه وسواس نیشون بدم و مته رو خشخاش بذارم گفتم باشه حالا بهش فرصت بده شاید با رفتارش تونست عزیز شه......... تو دلت رخنه کنه عاشقت کنه حتی واسش بمیری گفت آره دارم همین کارو میکنم مامان اینا میگن این دوست ما از لحاظ قیافه متوسط به پایین که نه زشته ولی خوب نور به قبر مادربزرگم بباره که میگفت..... "دخترم آدم خودش زشت نباشه ولی به بخت و اقبال آدمای زشت باشه" هرچند من با این دید شاعرانه همه رو خوشگل میبینم داداشم میگفت اخه کی حاضر میشه با همچین دختری عروسی کنه منم که طبق معمول با برهان و دلیل در حال خاموش کردن آتیش گناه و غیبت بودم ولی خوب یاد حرف یه نفر افتادم که بهم گفت خدا واسه هرکسی مشتریشم آفریده......... یاد حرفای مامان بزرگ گلم که میگفت خوشگلا شانس ندارن....خودشون قشنگن اما بختشون زشته و از این حرفا خلاصه گفتم بابا باور کنین دیگه "خواستتشششششششش یکی به معنای واقعی کلمه" اینم گفته بهههههههههههلههههههه مامان گفت خوب همه ازدواج میکنن فردا پس فردا میگن "هلنم عروسی کرد" واااای خدا گوشام صدا کرد ........... کیییییی من؟؟؟ "محاله" کلمه ای بود که تو همه وجودم پیچید قربون خودم برم که با تجربه های عاطفی ناموفقم ازدواج برام شده یه سراب ازدواج انقد برام دور از دسترسه که اصلا نمیتونم باور کنم یه روزی منم بله میگم یعنی باورم نمیشه که بتونم به کسی بگم بله قبول دارم که استانداردام بالاست .... بماند اتفاقا جلوی آینه بودم که این صحبتا شد یه نگا به خودم انداختم.......... مثل همیشه هزار بار قربون صدقه خودم رفتم گفتم الهییییییییییی بمییییییییرم واسه خودم کی فک میکنه دختر به این نازی همچین افکاری داشته باشه باز حرفای طلایی مامان بزرگ برام تداعی شد که میگفت" اونایی که قشنگن بختشون به قشنگی خودشون نیست" حالا بماند که اعتماد به نفسم همیشه قلللله ست ولی خوب ازدواج.................نمیدونم گفتم خدا........تو به علم خودت گره گشا باش ......که هرچی از تو میرسه خیره و من هرچی تا حالا زندگی کردم از طرف تو مقدر شده حالا امیدوارم این دوستمم بهترین تصمیمو بگیره و از دست غول زجرآور تجرد خلاص شه یقه مارو که بدجور گرفته چیه آخه؟ تنهایی درده حالا هرکی میخواد شعار بده که تجرد پادشاهیه و این حرفا خود داند من دوسش ندارم حالا این حرفارو به دوست و آشنا بزنم ....وااااااااااااااااا تو خودت نخواستی ....تو خودت نمیخوای اونو رد کردی اینو رد کردی رو اون ایراد گذاشتی رو این عیب گذاشتی به یکی گفتی خونه نداره ماشین نداره شغلشو دوست ندارم............. خونوادش پرجمعیتن سنش کمه ..... راس میگن خب ولی چه کنم که هنوز تو بحر پرنس قصه هامم که با اسب سفیدششششششششششش .............. خوب میدونم خیلی کلیشه شد اصلا بحث این حرفا نیست بهونن همشون یه ندایی درونم میگه اون میاد اونی که هنوز نیومده..... چی بگم دل دیگه فتوا نمیده چه کنم....................... واقعا ازدواج من معجزه خواهدبود چون با این موانعی که سر رام بوده با این تجارب با این قصه ها........... زن عموم میگه خودت نیستی که اینکارارو میکنی خودن نیستی که ردشون میکنی بختت نگرت داشته .................خداااااا خدایا خودت کمک حالمون باش دوست دارم من عقلم در این زمینه همیشه به بن بست میرسه دریغ از روزنه ای.........نه دیوار سنگیه دریغ از روزنه ای..... من عقلم قد نمیده تو میدون دار باش عنان جسم و روح و زندگیم دست تو سکان دار کشتی زندگیم باش خدا بازم دوست دارم
برچسب ها: بله رو گفت.....
راه بهشت از زمین میگذره..........
احساس میکنم به این کره خاکی
تعلق ندارم احساس میکنم فقط شکل آدمیزاد دارم
ولی یه جوری فرق دارم باهمه
احساس میکنم خیلی غریبم
بین آدمایی که هیچی حالیشون
نیست و خیلی کم عمقن
انققققققققققد عمیقم
که خودمم دارم غرق میشم
تو خودم
همه سطحی فک میکنن
من نمیتونم..............
افکار من برای همه افراطی
و آرمان گرایانه ست
ولی من به ناب بودن
اصل بودن و خالص بودنم
میبالم.....................
آدما با ارزشا زندگی نمیکنن
فقط پی زندگی مادیشونن
که به یه نون و نوایی برسن
من به خاطر ارزشا عمرمو میدم
مطمئن م که راهم راه خداست
جنسمم......ولیییییییییییییییییی
خیلی غریبم رو زمین
همه شون یه مدلین....
خدایا....منو با این سرشت
با این روح انداختی بین این آدما
که چی بشه........تو که میدونی
قفلایی رو که به تو به چشم و قلبشون
زدی.....آه و ناله من خشم من عشق
من نمیتونه باز کنه....................من
میمونم و دلتنگی ،من میمونم و تنهایییییی
من میمونم و .............کاش مادی نبودم
خدا......حداقل اینجوری یه گوشه از کائناتو
میگرفتم این همه احساس ناب خالصم
تلف نمیشد..........اما اینجوری.......
زمان کثیف تر از اونیه که بتونم تکون بخورم
کاش آخرالزمان بود که حداقل پستی آدما
توجیه میشد برام............................
مرداش همه کثیف....شهوت پرست.....
و بی تو....
زناشم که در پی خیانت به همدیگه
و رسیدن به نون ونوان.......پی شوهردزدیو
عاشق دزدی و .......وای خداااااااااااااااااااااا
گهگاه که به فرشته های بی بال رو زمین
میرسم روحم تازه میشه انگاری تورو دیده
باشم
ولی خیلی کمن آخدا...خیلی کم
خدایا.................میدونم راه بهشت
از زمین میگذره.........میدونم اینجام پی
مسئولیتامم
پی ماموریتام.....ولی خدا زمین خیلی کثیف
شده
من دارم خفه میشم از بوی تعفن.....
وآدم فروشی
قربونت برم ....کم آوردم
باز.......زیااااااااااااااااااااد
برچسب ها: راه بهشت از زمین میگذره
سرااااااااااااااااااااااااب
دنیااااااااااا خسته م دنیای نامرد خسته م خسته م از خواستن و نداشتن خسته م از سراااااااااااااااااااااب خستم از خستگی خسته م از تنهایی خسته م که عشق نمیاد خسته م از نشدنی ها خسته م از ناممکن ها خدایاااااااااااااااااا خسته م خیلی خسته
برچسب ها: سراب
برقدر بنشانیم آنها را که مارا قدر مینهند
امشب یکی از دوستام که از مکه اومده بودن با همسرشون پذیرایی داشتن مامانم دعوت کرده بود خلاصه با یکی از دوستام که اونم با مامانش اومده بود پاشدیم رفتیم رستورانم خداییش نزدیک نبود ولی خوب به خاطر دوستم رفتیم.....وای یه قاشق که خوردم ......غذاهاش ناشکری نباشه افتضاح بود کبابش مزه دمبه میداد خلاصه یه نگا به مامان انداختم دیدم مامان غذاشو کشیده کنار نشسته....گفتم مامان جااااان من یه قاشق بخور زشته گفت نمیخورم....... چن سری که با حرص نگا کردم طفلکو قاشقو ورداشت......و با غذاش ور رفت......دوستم که صاحب مجلس بود نشسته بود بغل دستم..... منم واسه اینکه تابلو نشه گوجه میخوردمو و با برنج ور میرفتم که فک کنه داریم میخوریم کبابم نصف کردم نصفشو قایم کردم زیر اون یکی که فک کنه خوردم نصفشو خلاصه اوضاعی بود سر میز طفلک خودشم نخورد یعنی نتونست بخوره..... خلاصه من نمیدونم اوضاع چه جوری شده...ولی خوب از مامانی خیلی خجالت کشیدم....یعنی پیش مامانم سرافکنده شدم خوب من میگم آدم وقتی داره پذیرایی میکنه آبروداری کنه....... نمیدونم.......به هرحال گشنه برگشتیم خونه ...بابام کلی مسخره کرد...هرچند منظوری نداشت.....ولی خوب اون طفلیم این همه مسافتو اومده بود دنبالمون...... بماند کادویی که واسه خریدنش این همه وقت صرف کرده بودم خودم تنها بودم ایرادی نداشت... دادشم کلی خوشحال بود...که پیش مامان آبروم رفته.....عوضش شوهر دوستم انقد خوشحااال بود میگفت میخندید...چه بدونم..... اگه خدا قسمتم کنه یه روز برم مکه البته باجفتم......حتما آبروداری میکنم تازه اصلا واجب نیست که آدم پذیرایی داشته باشه که....میخوام بگم مسئله مسئله پول داشتن و نداشتن نیست اینه که چقد واسه خودش و واسه دیگران و زحمتشون ارزش قائله................... خدایا اگه یه روز جفتی بهم دادی جفتی بهم بده قدرتمند که همیشه سربلندم کنه.....................خاطره ای شد امشبم
برچسب ها: برقدر بنشانیم آنها را که مارا قدر مینهند
گاه به گاه عاشق میشوم
گاه به گاه عاشق میشوم آنگاه که تنها سکنه جزیره قلبت هستم..... وانقدر دور افتاده هستیم که دست کسی جز خدا به ما نمیرسد گاه به گاه میتپیم من و دلم آنگاه که خدایت با نگاه هرزه ای نمیشکند و عقلت با شهد خمر فرمان نمیدهد گاه به گاه ما میشویم آنگاه که نگاه خدا مارا مینگرد آه که میشکنی آه که خدا میرود............. من میروم....................
برچسب ها: گاهگاه عاشق میشوم
خدایا هرچی تو بگی هرچی تو بخوای
وقتی زورت به کائنات نمیرسه وقتی یه چیزی رو میخوای و نداری وقتی خواستن و نداشتن و ازبهری وقتی نمیشه نمیذارن نمیتونی هیچ کاررررررررری ازت برنمیاد جز اینکه سر طاعت جلوی خدا فرود بیاری و بگی بار پروردگارااااااااااااااااااااااااا مابا عقل کوچیکمون حساب کردیم و شد.....و خواستیم.....از تتتته دل اگه تو نمیخوای......منم چیزی رو که تو نمیخوای نمیخوام...........اگه تو میگی نه.....انقدبرام حرمت داری که بی چون چرا بدونم خیرمن تو نداشتنه و نرسیدن مهربون خدا عزیزتر از این حرفایی منتهاش دلتنگم خدا............ از دست تقدیری که با هیچ تدبیری نتونستم عوضش کنم...قشنگش کنم.....خیلی قدرتمند عمل میکنه چرررررررررررررررا شو نمیدونم...... شاید نقشه های بهتری داره .... خدایا خودت گفتی که و بشرالصابرین من کی باشم که ...... دوست دارم مهربون خدا هر چی تو بگی هرچی تو بخوای
برچسب ها: خدایا هرچی تو بگی هرچی تو بخوای
باران میرقصد، میخواند و میبارد
رقص باران، شعر سهراب از
صدایی دلنشین
آواز ناودان،
وخدایی منتظر
.......به دعا
و هزاران نگاه امیدوار به رحمتش ....... باران میرقصد و میخواند و میبارد
که بدانیم
معبودمان عاشقانه
نازمان را میخرد
دست نیاز بسویش بگشاییم
ودعا کنیم برای صحت
بیمارانمان.....دعا کنیم برای کسانی
که تشنه محبتند و غریب
دعا کنیم.....برای تمامی حاجتمندان
و مشکل داران......دعا کنیم برای همه منتظران.....
.....دعا کنیم که دعای مومن
در حق مومن براورده میشود......
رعدی میزند و هیبت ربمان
را به رخمان میکشد
چقددددر پر ابهتی خدااااا
چقددددر نرمی.....
حقا که عظیمی و لطیف
حقا که رحیمی
یا فتاح یا عظیم
رحمتت را همچو بارانت
بر مابباران
آمین زندگی تراژدیه ولی بازم قشنگه
دیروز رفته بودم روسری بگیرم داخل مغازه که شدم یکی از هم دانشکده ای هامو دیدم که فروشندست البته مغازه شیک و باکلاسیه خیلی تعجب کردم.... همون موقع شم با پسرا سلام علیک نداشتم تو دانشگاه اصلا به روی خودم نیاوردم هرچند معلوم بود که اونم منو شناخته بود ولی من اصلا به روی خودم نیاوردم چققققققدر شکسته شده بود روی موهای اونم برف غم باریده بود درسته به خوش تیپی سابق نبود ولی خوب خوش تیپ بود...... یه خوش تیپ خسته..... چقدر خسته بود صورتش..... اون شمشاد رفته بود و جاش یه آدم خسته...... متوجه نشدم که ازدواج کرده یا نه..... به هرحال شاید این غم تعهل بود که رو چهرش بود.......شایدم پختگی بود که من بد تعبیرش میکنم......ولی نه خستگی بود شکست بود غم عشق بود خلاصه اصلا نفهمیدم چی رو سرم کردم چون حالم بدجور گرفت........ باخودم گفتم تعجب نداره........ تو خودت چی بودی و چی شدی تو خودت برف غم رو موهات نبارید؟ خسته که چه عرض کنم مگه خودت نشکستی؟ تازه این قسمت صوری ماجراست.... این که چی به سر دلم اومد تو این سالها..بماند خلاصه حس قشنگی نبود..... بعدشم زود از مغازه زدم بیرون...... مغازه هارو که میدیدم یاد روزای دانشگاه افتادم.... روزای آرزو و روزای امید.... روزای......دلواپسی...استرس و از این حرفا.....
امااااااااااااااااا زندگی با این که تراژدیه بازم قشنگه دلتون بسوزه ایشالله
خدا دادمو به گوش کی برسونم تو این دنیاااااا چه حق کشی داره میشه اینجا لیاقت وسواد نیست که تعیین کننده ست پارتی بازی و........سه نقطه ضابطه نیست که حرف میزنه رابطه ست این همه زحمت این همه تلاشو چه راحت ناامید میکنن یه عده..... چه راحت از دنیا زده ت میکنن چه راحت.......خداااااااااااااااااااااا من غیرتو هیییییییییچ پارتی ندارم تو این دنیا من حسابمو تو اون دنیا ازت نمیخواماااااااااااااااااا خالقا تو این دنیا به دادم برس.................. خدایا ازته دللللللم همشونو نفرین میکنم.......خدایا دلشونو جزقاله کن بسوزن ایشالله................... امییییییییییییدوارم صدبرابر حقتونو بخورن امیدوارم صدبرابر......... نه هزار بار بیشتر حرص بخورین ایشالله.......خدایا زندگی عاطفی اونجوری زندگی کاری اینجوری یکی منو بزنه بغضم بشکنه قدر دنیا گریه داررررررررررررررررم من نگاهم ایراد داره پسر خوب
بعضی وقتا از این که هنرپیشه نشدم و این استعداد الهی رو تباه کردم افسوس میخورم....... خودمونیم چه هنرپیشه ایم من.... تو جمع که میرم طوری نقشمو خوب بازی میکنم که باطن و قالب یکی میشم...... کارگردان بازیامم همیشه خودمم تو جمع که میرم همش نقشای شاد و انرژیتیک و بیغم و میدم به خودم...... آره بازیگر خوبیم من...... آخه بلدم......سست نگا کنم بی تفاوت نگا کنم..... شارژ و خوشبخت نیگا کنم "من بی غمم" نیگا کنم.... "تنهایی رو عشقه "نیگا کنم........ هییییچ نیازززززی بههههه هیچ کس ندارم نیگا کنم.....سرمو بدم بالا..... سینه جلو شکم داخل......ومانکنی رابرم.... آآآآآآآآه آه.... آره بلدم طوری نیگا کنم که درد روزایی که رفتی تو چشام دیده نشه....روزایی که با نامردی..... بی خیالم شدی....... آره بلدم خالی خالی نیگات کنم.....که مبادا اشک شبایی که به خاطرت شب زنده داری کردمو و داغمو تنها بالشم دید....تو نیگام معلوم شه.... سینه مو میدم جلو و قامتمو صاف میکنم....مبادا سردردام ...سرگیجه هام....تپش قلبام و ناراحتیای عصبی که هرروز یه جای بدنمو ناکار میکرد خودشونو بهت نشون ندن....... لبام همیشه ترههه.......که مببببببببببادا..... آره من خشکم....بی روحم...از هموناییم که عشقشون دروغه....عشق که میدن دروغ میدن.......هدفمم هرچیزی میتونست باشه پول ثروت...هوس...لاابالی گری.....همهههههه چی الااااا عشق...... آره...من نگام بی معنیه......بی عمقه........ فهمیدم با کیا بودی.... ککمم نگزید....دوست نداشتم که من.....آره من هیچی بارم نیست...عند دلخوشیم مگه ظااهرمو نمیبینی...... از تو جداشدم......خوشگلترم شدم رنگ موهام بهم خیلی میااااااد یه وقت فک نکنی....برف غم باریده رو موهامااااااااا نه عشقم کشیده رنگ موهامو عوض کنم من نگا بلد نیستم که....اصلا مگه من احساس دارررررم.................... من همههههههههههههه چیزو فراموش کردم..... به همون راحتی که رفتی............................ من نگام ایراد داره پسر خوب......... اصلا من خودم ایراد دارم شما اصصصصصصصصصصلا....حاشا یه پسر راستگو که اصلااااااا دروغ بلد نیست.... یه پسر بامرام....که روحمو زیر نامردیش نمیگیره فرار کنه و نمیره با خیلیا بگرده...... یکبارم خبری ازت نگیره بعد چهارصد ویک روز نیاد و بازم دروغ بگه.......... قربون خودم برم که انقد خانومم که بازم نمیذارم بشکنی پیشم کم بیاری.......... بازم طوری هنرپیشه وارانه بازی میکنم که فک کنی باورت کردم...... تومثل مرد یه چیزی رو میگی و پاش وایمیستی تو عقلت بیش تراز آ ل ت ت بهت فرمان میده تو مست عشقی...نه مست مسکرات تو انقدددد فهمیده ای که فهمیدی من چه گوهریم....عشق قلبمم چه جواهرییه تو ارزشمو دونستی...... تو با همه مردا فرق کردی....... تو با اعتماد آشتیم دادی......... تو خیلی عاقلی که با بچه بازی عشقتو نگه داشتی حفظش کردی تو نجابتمو دیدی......صداقتمو عشقمو......تو ......فهمیدی که ارزش عشق...بیشتر از همخوابی بایه هرزه ست.....تو فهمیدی که یه مرد بی عشق ناب و خالص تنهاست.....تو فهمیدی که من خوشبختت میکنم................... تو خیلی چیزارو فهمیدی................... واسه همین فردا پس فردا کارت عروسیتم که بیاد...............................تنها خاطره مردی جلو چشم زنده میشه که لیاقت عشق ناب و زلالمو نداشت................ به دختری که باهاش ازدواج کردی غبطه نمیخورم....چون وقتی جواب عشقو اینجوری با بی ادبی و بی معرفتی میدی.....چه جوری میخوای از عهده یه معامله پراز امضاهای ریز و درشت بر بیای من نگام ایراد داره عزیزم............ من و نگام لیاقت تو رو نداریم من تورو به همه دخترایی هدیه میدم که خوشگلتر خوش اندامتر بامعرفت تر عاشق تر جوان زن تر و مهربون تر از من باشن...... چشمه دل و نگاموبدجوری خشکوندی دس مریضاد روزگارت خوش راستی من به بزرگیه عالم نمیبخشمت
برچسب ها: من نگام ایراد داره پسر خوب
کوران لاعلاج
نگاه کردن و ندیدن
عذاب آورترینه.....
چه کنم که خدا تقدیرمو با کوران
لاعلاج رقم زده.....
خدایا............... درباره وبلاگ:![]() آرشیو:آخرین پستها:پیوندهای روزانه:نویسندگان:ابر برچسبها:آمار وبلاگ:The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox
|